تبلیغات
بیست - نقد و بررسی Assassin’s Creed: Revelations

بیست....گلچین بهترین مطالب سایت ها در یه وبلاگ!!!

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


 نقد و بررسی آخرین حضور اتزیو در بازی های سری فرقه اساسین
مقدمه
سبک اکشن ماجرایی در طول نسل های اخیر ، به علت مخاطب زیاد و فروش بالا ، همواره مورد توجه سازندگان و منتقدین بوده است ، به گونه ای که کنسول سازان همواره در “فرست پارتی” خود وجود یک اکشن ماجرایی قوی را لازم و ضروری دانسته اند. در فروش نیز همواره پس از عنوانین اول شخص ، عنواین ماجرایی قرار داشته اند. شاید بتوان موفق ترین عنوان این سبک در نسل های قبلی را “مهاجم مقبره” و “شاهزاده پارسی” دانست. اما بدون شک موفق ترین عناوین ماجرایی این نسل ، که جزء موفق ترین عنواین این نسل نیز هستند ، سری های “آنچارتد” و “فرقه اساسین” باشد.
نخستین شماره از “فرقه اساسین” در نوامبر ۲۰۰۷ بر روی سه پلتفرم ایکس باکس ۳۶۰ ، پلی استیشن ۳ و ویندوز منتشر شد. این نسخه به داستان دو شخصیت دزموند و الطائر و وقایع دوره جنگ های صلیبی می پرداخت. این بازی از طرف منتقدان مورد توجه قرار گرفت توانست میانگین امتیازی ۸۱ را برای خود ثبت کند و از سایت معتبری همچون گیم اسپات نمره عالی ۹ را کسب نماید. همچنین این بازی در بازار نیز با اقبال مواجه شد که این استقبال ، آینده این سری را تضمین می نمود.
دومین نسخه از این سری نوامبر ۲۰۰۹ در سه پلتفرم معمول روانه بازار شد. این نسخه با داستان قوی و گیم پلی عالی خود که حول محور شخصیت دزموند و وقایع دوره رنسانس در ایتالیا می گذشت ، با استقبال بیشتری از سوی منتقدین مواجه شد که نتیجه آن میانگین امتیازی ۹۰ بود. فروش این نسخه نیز نسبت به نسخه قبلی افزایش چشمگیری داشت و سازندگان را امیدوار تر نمود.
سومین نسخه اما تنها یکسال پس از نسخه دوم در نوامبر ۲۰۱۰ بر روی سه پلتفرم اصلی عرضه شد. “انجمن برادری” با تغییرات زیاد در گیم پلی و ادامه دادن داستان اتزیو پا جای پای نسخه دوم نهاد و با فروش بالا و میانگین نمرات ۹۰ بار دیگر قدرت این سری را بر همگان اثبات نمود.
یک سال پس از آن دومین نسخه ضمنی بازی یعنی “مکاشفات” در نیمه نوامبر ۲۰۱۱ به بازار آمد. اما این بار وضعیت کمی متفاوت بود. این سومین حضور اتزیو ، چهارمین حضور دزموند و دومین حضور الطائر در بازی بود. نمرات پایین ترین رکورد را در این سری به ثبت رساندند و با میانگین ۸۰ بسیاری از طرفداران را نا امید کردند اما بازی همچنان در بازار پرفروش بود.
 
توهمات
 دزموند پس از به قتل رساندن لوسی ، با دستور “سیب عدن” خود نیز به کما رفته و برای بازگشت به حالت عادی مجبور ادامه دادن زندگی اتزیو است. اتزیو نیز به دنبال کشف راز های الطائر و یافتن سیب عدن ای است که الطائر یافته بود. اما همه چیز بر طبق منوال پیش نمی رود. در قستنطنیه نیز تمپلار ها به دنبال اتزیو اند اما …
داستان را می توان یکی از بزرگترین نقاط قوت این سری دانست ، در حالی که در این نسخه به عنوان یک نقطه ی ضعف عمل می نماید و برخلاف انتظارات مبنی بر افزایش جذابیت بازی ، آن را کاهش می بخشد. بازی کاملاً غیر منطقی آغاز می شود. در ادامه راه حل مشکلات به شکلی بسیار سطحی توسط فردی دیگر به دزموند ای داده می شود که هیچ شباهتی به دزموند در نسخه های پیشین ندارد.
هدف اتزیو برای سفر به قستنطنیه و تحمل مشکلات بسیار در آنجا ، دارای هیجان و کشش لازم برای یک نسخه کامل نیست. تغییرات به وجود آمده در شخصیت پردازی اتزیو نیز بسیار زیاد و غیر قابل هضم است ، به گونه ای که دیگر هیچ شباهتی میان این شخصیت و اتزیو دو نسخه قبلی وجود ندارد. همچنین طول داستان با طول گیم پلی متناسب نیست و به تدریج خسته کننده می شود. شخصیت اساسین های عثمانی ، سابجکت ۱۶ و همچنین دشمنان ، از شخصیت پردازی مناسبی برخوردار نیستند و تقریباً تا انتهای داستان هیچ دشمن اصلی ای برای اتزیو متصور نیست.
از نقاط مثبت داستان می توان به چگونگی به دست آوردن خاطرات الطائر و انتخاب زیرکانه خاطرات اشاره نمود. همچنین داستان علیرغم شروع از پایان خوبی برخوردار است. شخصیت پردازی سوفیا نیز مناسب صورت پذیرفته است.
کابوس
گرافیک بازی بسیار پایین تر از سطح انتظار و تا حدودی ضعیف است. تکسچر ها به خاطر تعدد ، از کیفیت پایینی برخوردار اند. افکت ها همچنان فاجعه اتد.افکت برف تنها به صورت یک تم ساده در بازی حضور دارد و هیچ گونه فیزیکی برای آن تعریف نشده است ، افکت خون نسبت نسخه های قبلی نه تنها پیشرفت نداشته ، بلکه با پسرفتی فاجعه وار رو به روست. افکت آب و آتش متوسط است. زمین و برف های آن هیچ گونه فیزیک ای ندارد. برای بسیاری از بنا ها تماماً تکسچر یکسانی به کار رفته و علیرغم وجود شیار در آن ها ، این شیار ها قابل رویت نیستند. سینماتیک ها تغییری را از سر نگذرانده اند و همچنان بر منوال سابق اجرا شده اند. نورپردازی همچنان بر منوال سابق است و طبق معمول از کیفیتی متوسط برخوردار است. با وجود ازدیاد تمام کننده ها در کشتن دشمنان ، به دلیل عدم زیبایی در اجرا ، پس از مدتی بسیار آزار دهنده می شوند. تخریب پذیری نسبت به نسخه قبلی تغییر چندانی نداشته و تماماً از نسخه قبلی پیاده سازی شده است. به دلیلی نامعلوم تمامی چهره ها دوباره از نو ساخته شده اند که نمی توان کوچک ترین شباهتی بین آنها و چهره های شخصیت ها در نسخه قبلی پیدا کرد. مساجد قستنطنیه نیز شباهت عجیبی به کلیسا های رم دارند ، گویی تنها تغییر رنگ آمیزی در کلیسا ها داده باشند. طراحی هنری بازی نیز ایده خلاقانه ندارد تا کیفیت این بخش را تا حدودی بیافزاید.
تنها بهبود در بخش گرافیک به بهبود تقریبی فیزیک شخصیت ها و لباس ها باز می گردد.
 
خواب عمیق
گیم پلی بازی تغییری چندانی به خود نپذیرفته و تنها سریع تر شده است. تأثیر “هوک بلید” در مبارزات ناچیز است. در بالا رفتن از بنا ها نیز تنها فرق کمی با پرش بلند در نسخه های قبلی دارد و تأثیر زیادی در سرعت بخشیدن بر این عمل نمی گذارد اما آویزان شدن از بند ها توسط “هوک بلید” تأثیر به سزایی در سرعت بخشیدن به جا به جایی ها دارد. هوش مصنوعی دشمنان همچنان مناسب بوده و تغییر خاصی به خود نپذیرفته است. مبارزات با ورود هوک بلید و بمب های گوناگون مقداری سریع تر شده اند. تنوع بمب ها اما تأثیر خاصی در روند بازی ندارند چرا که تفاوت قدرت آنها از ترکیب مواد مختلف تأثیر چندانی در کیفیت کار آنها ندارد.
همچنین این بمب ها علیرغم تلاش سازندگان باعث افزایش مخفی کاری در بازی نمی شود ، چرا که کشتن دو سرباز توسط “هیدن بلید” بسیار آسان تر و کم صدا تر از انهدام آنها توسط یک بمب دست ساز است. تغییرات در گیم پلی تنها در حد افزایش این دو المان به گیم پلی باقی می ماند. گرفتن برج ها نیز که از مأموریت های فرعی بازی است ، بسیار خسته کننده و یکنواخت خواهد بود و در صورت داشتن اساسین های تربیت شده ، هیچ خطری برج های تسخیر شده ی شما را تحدید نخواهد کرد. بخش های اول شخص بازی نیز تجربه جالبی بر جای نمی گذارند و در سطحی پایین باقی می مانند.
رویا
شاید بتوان بزرگترین امتیاز و نقطه ی قوت بازی  را موسیقی آن نامید. موسیقی بازی که بار دیگر توسط “جاسپر کید” ساخته شده است ، به بازی فضای خاصی می بخشد و کیفیت صوتی بازی را تا حد زیادی افزایش می دهد. ترک های بازی در صحنه های تعقیب و گریز هیجانی خاص این بازی را به گیمر القاء می کند و در صحنه های عمیق و احساسی ، حس آرامش را به فرد می بخشد. پایان بازی و موسیقی تیتراژ نیز اوج هنر آهنگساز را به رخ می کشد. البته استفاده زیاد از ترک های قبلی در حین بازی تا حدودی آزار دهنده می شود اما به کلیت موسیقی بازی اشکال چندانی وارد نمی نماید.
صداگذاری بازی در سطح پایینی قرار گرفته است. صداگذاری شخصیت های اصلی همچنان خوب است اما در مورد اساسین ها ، دشمنان و مردم قستنطنیه ، بازی ضعیف عمل می کند. سازندگان با وجود آگاهی از عربی بودن زبان مردم عثمانی در این برهه زمانی ، صداگذاری آنها را به زبان انگلیسی و به شکلی عجیب با لهجه ی ایتالیایی انجام داده اند.
صداگذاری محیط نیز از کیفیت پایینی برخوردار است. تفاوت بین قدم زدن بر روی سطوح مختلف وجود ندارد ، افکت های صوتی تماماً از نسخه قبلی برداشت شده که شامل صدای افکت آتش ، آب ، شکسته شدن اجسام و صدا اشیاء در حین مبارزات می شود. تمامی بمب ها نیز علیرغم تفاوت در جنس و کاربرد ، صدای تقریباً یکسانی از خود تولید می کنند.
 
سخن پایانی
در پایان این نسخه در بین دیگر نسخه های این سری بازی ، از پایین ترین کیفیت و سطح محتوا برخوردار بوده و به هیچ عنوان قادر به برآورده کردن توقع مخاطب نیست. شاید اگر این سری به دام تکرار و سودجویی نمی افتاد ، شاهد چنین نزولی در آن نمی بودیم و جایگاه این سری نیز در بین بهترین سری بازی های تاریخ پای برجا می ماند. در پایان امیدواریم که سومین نسخه بازی از کیفیتی بالاتر برخوردار بوده و ضمن برآورده کردن انتظارات ، پایان شایسته ای را برای این سری در نسل هفتم رقم بزند.
نمرات
داستان: ۷
گرافیک: ۷٫۵
گیم پلی: ۸
موسیقی:۹
صداگذاری: ۷
لازم به ذکر است که این نقد و بررسی بر اساس نسخه ی PC بازی صورت پذیرفته است.

ارزش کلی:۷٫۵